تبليغاتX
رویایی در مه

رویایی در مه
مامان صــــــــــــــــــــدرا

به نام خدا

با سلامی گرم خدمت همه دوستانم
دلم برای تک تک  شما تنگ شده دلم برای نوشته هایتان دلم برای کامنت هایتان حتی برای تم وبلاگتان تنگ شده. اما چه کنم که در این تغییر شغل و مکان کاری اینقدر سرم شلوغ است که دیگر زمانی برای اینترنت نمی ماند .عصر ها هم که همه وقتم برای صدرا و خانه است.  بگذریم ....
چه سخت گذشت٬ اما گذشت .آن روزهای تلخ .و امروز که عطر بهار نارنج به مشامم رسید٬
یعنی بهار آمد پس از آن زمستان سخت .
خدا را شکر می گویم هزار مرتبه که هستی و هستیم در کنار هم .
گرچه خیلی چیزها از ما گرفت اما بهتر از آنها را به ما خواهد داد.
خدا را شکر به خاطر همه الطافش به خاطر همه نعماتش.

[ سه شنبه 29 فروردین1391 ] [ ] [ مامان صدرا (راهی) ]
بهار بهار
صدا همون صدا بود
صدای شاخه ها و ریشه ها بود
بهار بهار
چه اسم آشنایی
صدات میاد … اما خودت کجایی
وابکنیم پنجره ها رو یا نه
تازه کنیم خاطره ها رو یا نه
بهار اومد لباس نو تنم کرد
تازه تر از فصل شکفتنم کرد
بهار اومد با یه بغل جوونه
عید آورد از تو کوچه تو خونه
حیاط ما یه غربیل
باغچه ما یه گلدون
خونه ما همیشه
منتظر یه مهمون
بهار اومد لباس نو تنم کرد
تازه تر از فصل شکفتنم کرد
بهار بهار یه مهمون قدیمی
یه آشنای ساده و صمیمی
یه آشنا که مثل قصه ها بود
خواب و خیال همه بچه ها بود
آخ … که چه زود قلک عیدیامون
وقتی شکست باهاش شکست دلامون
بهار اومد برفارو نقطه چین کرد
خنده به دلمردگی زمین کرد
چقد دلم فصل بهار و دوست داشت
واشدن پنجره ها رو دوست داشت
بهار اومد پنجره ها رو وا کرد
من و با حسی دیگه آشنا کرد
یه حرف یه حرف ‚ حرفای من کتاب شد
حیف که همش سوال بی جواب شد
دروغ نگم ‚ هنوز دلم جوون بود
که صبح تا شب دنبال آب و نون بود.

«محمدعلی بهمنی»



زودتر بيا منتظرت مي مونم منتظر اومدنت مي مونم.با تو دوباره جون تازه اي مي گيرم . بيا  بيا ...

[ جمعه 26 اسفند1390 ] [ ] [ مامان صدرا (راهی) ]
 

پسرم
می دانم ٬ روزی می رسد که به سنگریزه های زیر پای این روزهایمان می خندیم .رو به آسمان می کنیم و پیام این روزها را مشق راهمان قرار می دهیم.
پسرم
بدان و آگاه باش که با عشق به زندگی بر تمام مشکلاتت فائق خواهی آمد.

[ یکشنبه 14 اسفند1390 ] [ ] [ مامان صدرا (راهی) ]
 

روزی چند بار مرا در در آغوش میگیری و تکرار می کنی که دوستم داری .دوست داشتنی پاک و صمیمی که نیاز نیست به صداقت کلامت فکر کنم .مصری که بدانم عاشقانه دوستم داری . در رویاهای کودکیت عروس روز دامادیت منم . تمام فکر و ذهنت برای سلامتی و شادابیه من است .
عاشقانه دوستت دارم پسرم.

[ سه شنبه 25 بهمن1390 ] [ ] [ مامان صدرا (راهی) ]
 

من دلم می خواد بزرگ بشم اندازه تو اندازه بابا کیوان.
    چرا می خوای بزرگ بشی؟
مـــــیخوام بزرگ بشـــــم که بتونم تنها برم حموم.
مـــــیخوام بزرگ بشـــــم که با موبایل بابا بازی کنم.
مـــــیخوام بزرگ بشـــــم که تنها سوار اتوبوس بشم٬ مثل بابا.

[ یکشنبه 16 بهمن1390 ] [ ] [ مامان صدرا (راهی) ]


زمستان

با همه زیبایی هایت زودتر از خانه ما برو ٬که ما منتظر بهاریم

 

[ دوشنبه 10 بهمن1390 ] [ ] [ مامان صدرا (راهی) ]
 

پسرم در زندگی دردهایی هست که درمانی برایش یافت نمی کنی ٬زخم های عمیقی هست که هیچ چیزی برای التیامش پیدا نمی کنی .
دنبال کسی بگرد که صادقانه دوستت داشته باشد ٬اوست که همواره مرحمی برای دردها و زخم هایت خواهد بود.

[ سه شنبه 4 بهمن1390 ] [ ] [ مامان صدرا (راهی) ]
 

 

پسرم یادت باشد تراژدی های زندگی ٬به ندرت به آن بدی هستند که به نظر می رسند

و حتی اگر خیلی هم بد باشند ٬به تو فرصت می دهند تا قوی تر شوی.

[ شنبه 1 بهمن1390 ] [ ] [ مامان صدرا (راهی) ]


می خواستم بهش بگم مگه کشتی هات غرق شده؟
حرف تو دهنم موند و
بغض بود که جای این جمله رو گرفت.


*این آتش سوزی به علت یه سانحه رانندگی نبود بر اثر بی احتیاطی راننده هم نبود بلکه بر اثر یه نقص فنی بود که راننده محترم دیر متوجهش شد.

[ دوشنبه 19 دی1390 ] [ ] [ مامان صدرا (راهی) ]
 

کیوان من

تو تمام دنیای منی٬ همین که در کنارم سلامت هستی کافیست. از آتشی که تمام  زندگیمان را بلعید٬ هراسی ندارم وقتی تو  همسر و همراه منی.
با آنکه زمین و زمان به عشقمان حسادت کردند. ولی ما محکم تر از قبل  ٬ عاشقانه تر از هر زمان دیگر بر همه مشکلات پیروز میشویم.

۱۱ دی ۱۳۹۰         اولین روزسال ۲۰۱۲         ۳ بامداد 

برای آرامشمان دعا کنید.

 

 

[ دوشنبه 12 دی1390 ] [ ] [ مامان صدرا (راهی) ]
به وبلاگ صدرا خوش آمدید
درباره وبلاگ

لحظه ها را مي گذرانيم تا به
خوشبختي برسيم دريغ از اينكه
خوشبختي همين لحظاتي ست
كه مي گذرانيم.
تقدیم به پسرم صدرا
امکانات وب